به دنبال چه مطلبی هستید؟
نویسنده : محتوا گذار استادیاب
نوع فایل : PDF
سایز فایل :

اصول تعلیم و تربیت از گذشته تا حال

پرورش نوجوانان از دیروز تا حال

روزگاري بود که معلمان و مربيان کشــور ما براي آموزش دانستني هاي لازم به کودکان و جوانان ، از ميان همه ي نيروهاي دماغي ،تنها نيروي حافظه را تربيت ميکردند و در آموزش تمام رشته ها،هم چون زبان وادبيات و رياضيات و طبيعيات و تاريخ و جغرافيا و جز اين ها، آن نيرو را در جوانان به کار مي انداختند و در تقويت آن ميکوشــيدند و ديگر نيروهاي ثمربخش و آفريننده هم چون توجه و دقت و انديشــه و خيال و ابتکار و ابداع و جز اين ها را يک سره فرومي گذاشتند.

اهمیت نیروی حافظه در یادگیری سنتی

نيروي حافظه به گمان آنان دماغ را تزيين مي بخشيد و فردي به وجود ميآورد که بلبل وار در انجمن ها و محافل با فروخواندن محفوظاتي که بيش تر آن ها را طوطي وار فراگرفته بود، عرض وجود ميکرد و خودي نشان مي داد.

اشعاري با آب و تاب و آهنگ مخصوص فرومي خوانــد که در آن ها نام هــاي پرندگان و گل ها و ديگر پديده ها و منظره هاي طبيعي آمده بود و شنونده را به حيرت مي افکند و مي پنداشت که وي همه ي آن پرندگان و گل ها را به خوبي مي شناســد.

درحالي که اگــر در مثل در آن نام هاي سوسن و ياسمن و ارغوان و سيسنبر و ريحان و اسپرغم و يا نام هاي پرندگاني چونُ صلصل و فاخته و قمري و هزارآوا و جز اين ها مي بود و شنونده درباره ي خصوصيت هاي گل ها و پرندگان از وي مي پرسيد، نمي توانست تعريف علمي صحيح هيچ يک از آن ها را بازگويد و تفاوت ميان ارغوان و اســپرغم و يا فاخته و کبک دري را در مثل بيان کند.

گذشته از اينکه ، وي نمي توانست معني صحيح و خصوصيت هاي صرف و نحوي يکي از صدها بيتي را که از شاعراني هم چون فردوسي و خاقانــي و نظامي و مولوي و ديگــران از حفظ بود و آن ها را به منظور فضل فروشي با آهنگي رسا باز مي خواند توضيح دهد.

این در حالی است که تمام قاعده هاي دستور را طوطي وار از بر بود. دانش هاي ديگر راهم به همين شيوه ي طوطي وار ولي بي درک و فهم صحيح ازحفظ ميکرد؛ولي در عمل عاجز بود درباره ي آن ها به بحث علمي و منطقي بپردازد.

اهمیت پرورش فکری دانش آموزان

يکــي از امتيازات اساســي انســان بر حيــوان نيروي تفکر اســت . از اين روســت که پيامبر اکرم (ص ) فرمود: يک ساعت فکر کردن با ارزش تر از هفتاد سال عبادت است . اما «متأسفانه علي رغم تغييراتي که در نظام آموزشي کشورمان در چند دهه ي اخير رخ داده اســت.

سيســتم آموزشــي ما طوري تنظيم يافته که تمــام ارزش ها و کمالات بر محور محفوظات دور مي زند و شاگرد اول مدارس افرادي هستند که حافظه ي قوي دارنــد ... در حالي که فرداي دانش آموز و زندگــي اجتماعي او کمترين نيازي به محفوظات ذهني ندارد بلکه آنچه دانش آموزان شــديداً بدان احتياج دارند انديشيدن و فکر کردن است ».

عبدالعظيم کريمي در کتاب «تربيت چه چيز نيســت » مي نويســد «تربيت فهماندن نيست بلکه ساختن شرايطي است که متربي خود بفهمد، زيرا فرق است بين «فهماندن » و «فهميدن ». در ياد دادن و فهماندن ، مربي فاعل اســت و متربــي منفعل ، و در فهميدن و يــاد گرفتن متربي فاعل و فعال است و مربي زمينه ساز و راهنما».

نويسنده ي مذکور در خصوص نقش معلم در ياددهي پيام ها و قواعد اخلاقي و ديني معتقد است «وظيفه ي مربي انتقال معلومات و پيام ها و قواعد اخلاقي نيست ، بلکه فراهم ساختن شرايطي است که متربي آنچه را که ما در پي ياد دادن به او هســتيم خود شخصاً کشف کند.» بنابر آنچه ذکر شــد، درخصوص ارزش هاي اسلامي و احکام و عبادات هم نبايد از دانش آموزان انتظار داشــت اعمال و مناســک اسلامي همچون نماز، روزه و... را بدون هيچ گونه تفکر و صرفاً از روي عادت انجام دهند بلکه بايد آن را بفهمند.